العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )

324

بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )

و خداوند سبحان پس از نابود شدن دنيا تنها باقيست كه چيزى با او نيست همانطور كه پيش از ايجاد آفرينش آنها بود همچنين بعد از نابود شدن آنها بدون زمان و مكان مىباشد با نابودى دنيا مدتها و وقتها و سالها و ساعتها نيست مىگردند ، پس چيزى نيست مگر خداى يكتاى غالب كه برگشت همه‌ى كارها بسوى اوست و در آغاز آفرينش آفريدگان داراى قدرت و اختيار نبودند و نابودى و نيستى آنها هم بدون امتناع و جلوگيرى از آنها خواهد بود و اگر ميتوانستند جلوگيرى نمايند هميشه بجا بودند ، پديد آوردن هيچ يك از مخلوقات هنگام آفرينش بر او دشوار نيست و آفريدن آنها او را خسته و وامانده نكرد ، نه اشياء براى استوارى پادشاهيش هستى نداد و نه براى ترس از نيست شدن و كم گشتن و نه براى كمك خواستن از آنها بر همتائى كه پيشى گيرد ، نه براى دورى گزيدن در دشمنى كه حمله آورد ، نه براى زياد كردن در پادشاهى خود ، نه براى پيروز شدن و فخر كردن شريكى در انباز با او ، نه براى وحشت و بيمى كه داشته و خواسته با آنها انس گيرد . پس موجودات را بعد از آفريدنشان نيست و نابود مىگرداند نه از جهت دلتنگى كه در دگرگونى از حالى بحالى و تدبير امور آنها به او عارض شده باشد و نه بسبب اينكه آسايش و راحتى به او رو آورد ، نه از جهت اينكه چيزى از آنها بر او گران آيد ، طول كشيدن آنها او را ملول نكرده تا وادارش نمايند كه به تندى آنها را نابود كند ولى خداوند سبحان ترتيب اشياء را از روى لطف و مهربانيش قرار داد و با فرمان خود نگاهشان داشت ، بقدرت و نيرويش استوارشان كرد ، پس آنها را بعد از نابود شدن باز مىگرداند بىآنكه نيازى به آنها داشته باشد و بدون كمك گرفتن بيكى از آنها بر آنها ، نه از جهت باز گشتن از حال وحشت و بيم به حال انس ، نه بواسطه‌ى برگشتن از نادانى و كورى و گمراهى بدانش طلبيدن ، نه از جهت درويشى و نيازمندى بتوانگرى و دارائى ، نه از جهت زبونى بارجمندى و توانائى .